برنامه های ورزش های کوهستانی از نیم روزه تا چند روزه . از بهاره تا زمستانه و از آسان تا سخت در ۳ مرحله اجرا می شود :
۱. پیش از اجرا
۲. به هنگام اجرا
۳. پس از اجرا
در هر برنامه لازم به در نظر گرفتن مواردی هستیم که ممکن است چگونگی آن در برنامه های آسان و سخت متفاوت باشد .
ادامه دارد ...
کوه (Mountain)
زمینی که نسبت به پیرامون خود به طور مشخصی برجسته تر بوده و دارای دامنه های شیب داری باشد . ارتفاع دقیقی برای آن تعریف نشده است ولی معمولا زمین هایی که حدود ۶۰۰ متر از اطراف خود بلندتر باشند را کوه مینامند . کوه ها به سه شکل بوجود می آیند :
۱. بر اثر چین خوردگی سطح زمین
۲. بر اثر فرسایش
۳. بر اثر فعالیت های آتشفشانی
گرده (Arete-Flank)
یال هایی که شیب آنها زیاد بوده و بیشتر از مناطق سنگی و صخره ای تشکیل شده باشد ٬ گرده نامیده میشود .
صخره (Rock)
سنگ های یکپارچه و بزرگ را که بتوان حداکثر با یک طول طناب (۵۰ متر) صعود نمود صخره می گویند .
دیواره (Wall)
دیواره یا پرتگاه به مناطقی گفته میشود که دارای سنگ های یک پارچه با شیب زیاد بوده و برای صعود به آن به بیش از یک طول طناب نیاز باشد . (>۵۰)
قله (Summit , Peak , Top)
بلندترین نقطه هر کوه را قله مینامند . ممکن است در بالای برخی کوه ها دو یا چند قله ی هم ارتفاع وجود داشته باشد . کوه هایی که در راس آن دو یا چند قله ی ناهم ارتفاع وجود دارد ٬ قله ی بلندتر را قله ی اصلی و قله های کوتاه تر را قله های فرعی می نامند .
تپه (Hill)
به ارتفاعات کمتر از ۶۰۰ متر نسبت به زمین های مجاور تپه گفته میشود .
یال (Ridge)
محل برخورد دو دامنه ی شیب دار را در بالاترین نقطه ی تماس یال می نامند .
خط الراس (Divide)
به خط اصلی و بلندترین یال بین دو قله که محل تقسیم آب باران باشد ٬ خط الراس گفته میشود . واژه ی فارسی معادل آن آب پخشان است . خط الراس اصلی محل تقسیم دو حوزه ی آب ریز جداگانه است . در حالی که خط الراس فرعی با این که محل تقسیم آب است ٬ اما آب های سرازیر شده از هر دو قسمت آن به یک حوضه ی آب ریز ریخته می شوند .
دره (Valley)
محل برخورد دو دامنهی شیب دار در پایین ترین نقطه ی تماس را دره می نامند . دره معمولا محل عبور رودخانه های دائمی یا فصلی است .
خط القعر (Thalweg (Ger.) , Valley Line (En
ژرف ترین نقاط بستر یک رودخانه یا دره را خط القعر می نامند .
گردنه (Pass)
پایین ترین نقطه ی تماس بین خط الراس های دو کوه را گردنه می نامند . در دو طرف گردنه معمولا دو دره از طرفین کوه سرازیر می شوند ٬ در نتیجه گردنه شکلی شبیه به زین اسب دارد .





وسیله ای است فلزی ٬ ساخته شده از آلیاژ آلومینیوم که برای اتصالات ابزار کوهنوردی مورد استفاده قرار میگیرد . کارابین در دو شکل عمومی D و گلابی و به صورت های ساده یا پیچ دار ساخته می شود که هر کدام دارای کاربرد خاصی است . مقاومت کارابین ( میزان وزنی که می تواند تحمل کند ) به واحد کیلو نیوتن بر روی بدنه آن نوشته شده است .
اجزای کارابین :
۱. بدنه اصلی
۲. ضامن
۳. فنر
۴. سوزن (Pin)
۵. مهره و پیچ ( در کارابین های پیچ دار )

کارابین ها از لحاظ شکل ظاهری و زاویه دهانه انواع گوناگونی دارند . هر یک از این انواع نیز کاربرد ویژه ای دارد .
انواع کارابین از مارک petzl :
Locking carabiners
Special locking carabiners
Non-locking carabiners
کوهنوردی شامل خیلی چیزها میشود ٬ مثل صعود ارتفاعات بلند ٬ مشاهده منظره های وسیع پانوراما و تجربه زندگی در طبیعت . برای خیلی ها کوهنوردی به معنی تحقق بخشیدن به رویاهای دوران کودکی است و فرصتی است تا از طریق آن با سختی ها و مشکلات دست و پنجه نرم کنند . ماجراها و رازهای زیادی در کوه در انتظار ما هستند و زندگی ما در کوه در ارتباط با همنوردان خود مان است . فعالیت های کوهنوردی ٬ موقعیتی را برای شما مهیا می کنند تا خارج از محدوده زندگی مدرن امروزی ٬ چیزهایی را درباره خودتان بیاموزید .
مطمئن باشید که شما هم با خطرات و سختی ها مواجه خواهید شد . اما علیرغم مشکلاتی که گاهی پیش می آیند ( و شاید هم به دلیل وجود این مشکلات ) کوهنوردی میتواند مولد احساس راحتی و یگانگی روحی و روانی باشد که در هیچ جای دیگری یافت نمی شود . کوهنورد انگلیسی جورج لیگ مالوری (George Leigh Mallory) در این باره میگوید : (( چیزی که ما از این ماجرا بدست می آوریم ٬ خوشی صرف است . ))
اما قبل از اینکه خوشی و یا لذت آزادی در ارتفاعات را بدست بیاورید ٬ باید با آموزش های فنی ٬ جسمانی ٬ روانی و فنون احساسی خود را برای آن آماده کنید . همانطور که اولین گام ها را برای صعود یک قله بر می دارید ٬ باید اولین گام ها را جهت کوهنورد شدن هم بردارید . هر چند بدست آوردن مهارت در کوهستان عملی مداوم است که تا زمانی که در کوه باشید ٬ ادامه خواهد داشت ٬ ولی بهرحال باید از یک جایی کار خود را شروع کنید .
*برگرفته شده از کتاب کوهنوردی لذت آزادی در اوج بلندی ها (جلد اول) / ترجمه : رحیم دانایی / نشر روان
همانطور که هر گروه کوهنوردی نیاز به نقشه و قطب نما دارد ٬ هر صعودی نیازمند یک سرپرستی نیز هست . اما نوع و شکل این سرپرستی با توجه به ماجرا فرق می کند . برنامه رفتن با دوستان قدیمی کوهنوردی در پایان هفته یک چیز است و صعود مسیری فنی و دشوار با کوهنوردانی که هرگز یکدیگر را ملاقات ننموده اند ٬ چیز دیگری .
کوهنوردانی که کاملا یکدیگر را می شناسند ٬ بطور غیر رسمی و بدون اینکه خود آنرا احساس کنند ٬ سرپرستی را خوب اجرا می نمایند . یک هیات کوهنوردی که متشکل از کسانی است که کمتر با هم آشنا هستند ٬ مستلزم سازمانی رسمی تر و تشکیلاتی با برنامه تر است . اما در هر دو حالت سرپرستی یک چیز را انجام می دهد :
شیوه ای برای صعود جمعی و اجرای آن و موفقیتی ایمن و لذت بخش .
شب به سر بردن در محیط زیبای کوهستان یکی از لذت های کوهنوردی است . این لذت با برتری در هنر کمپ زدن و آشپزی کردن در کوه تقویت میشود . بر پا کردن یک خانه موقت در طبیعت باید کاری سریع باشد و بتواند باعث بوجود آمدن پناهگاهی خوب ٬ رختخواب گرم و غذای خوب شود . این کار باید با چنان توجه و دقتی انجام گیرد که هیچ ردپایی از شما در طبیعت به جا نماند .


![]()
گزنه ( Nettle )
نام علمی : Urtica Dioica
گزنه گیاهی است كه از دوران ماقبل تاریخ نیز وجود داشته و مردم آن زمان از آن برای تغذیه استفاده می كردند و از خواص درمانی آن اطلاع داشته اند .
جالینوس حكیم كه در قرن دوم میلادی زندگی می كرده آنرا برای رفع سرماخوردگی و بیماری دستگاه تنفسی بكار می برده است .
گزنه گیاهی است علفی و چند ساله كه ساقه آن چهار گوش بوده و بطور قائم تا ارتفاع یك متر بالا میرود. این گیاه در خرابه ها ،باغها و نقاط مرطوب كه چهارپایان از آن عبور می كنند بحالت خودرو میروید ریشه این گیاه خزنده بوده و در ناحیه ای كه سبز می شود كم كم تمام منطقه را فرا می گیرد .
ساقه این گیاه را پرزها و تارهای مخروطی شكل پوشانده كه در صورت لمس كردن ساقه بدست می چسبد و پوست را می گزد كه تولید خارش و سوزش می كند و شاید بهمین دلیل آنرا گزنه نامیده اند .
تخم آن نرم ، ریز و تیره رنگ و مانند تخم كتان است قسمت مورد استفاده این گیاه برگهای تازه ، ریشه ٬ شیره و دانه آن است .
تركیبات شیمیایی:
گزنه دارای تانن ، لسیتین ،اسید فورمیك ، نیترات پتاسیم و كلسیم ، تركیبات آهن درد ، ویتامین C و نوعی گلوكوزید است كه پوست را قرمز می كند از سرشاخه های این گیاه ماده قرمز رنگی بنام اورتی سین استخراج می شود .
خواص داروئی:
گزنه از نظر طب قدیم ایران گرم و خشك است
1) گزنه مو را تقویت كرده و از ریزش موی سر جلوگیری می كند ، حتی در بعضی از موارد موی سر دوباره می روید . برای استفاده از این خاصیت 6 گرم سر شاخه ها و برگها و ریشه گزنه را بتنهایی و یا با 30 گرم چای كوهی در یك لیتر آبجوش ریخته و آنقدر بجوشانید تا حجم مایع به نصف برسد . شبها مقدری از این مایع را به سر بمالید و صبح بشوئید .
2)برای براق شدن و جلا دادن به موها بعد از شستشوی سر موها را با چای گزنه ماساژ دهید . بدین منظور یك قاشق چایخوری برگ گزنه خشك را در یك لیوان آب جوش ریخته و مدت نیم ساعت بگذارید بماند . ماساژ دادن با این چای ، شوره سر را برطرف می كند.
3)دستگاه هاضمه را تقویت می كند
4)ادرار را زیاد می كند
5)برای درمان بیماری قند مفید است بدین منظور یك فنجان چای گزنه را سه بار در روز میل كنید
6)ترشح شیر را در زنان شیرده زیاد می كند
7)اخلاط خونی را برطرف می كند
8)بیماریهای پوستی را برطرف می كند
9)برای باز كردن عادت ماهیانه از دانه گزنه استفاده كنید
10)در درمان كم خونی موثر است و تعداد گلبولهای قرمز را زیاد می كند
11)اگر در ادرار خون وجود داشته باشد گزنه آنرا برطرف می كند
12)گزنه عرق آور است
13)پاك كننده اخلاط سینه ، ریه و معده است
14)نیروی جنسی را تقویت می كند
15)گرفتگی های كبدی را رفع می كند
16)برای از بین بردن زگیل ، ضماد برگهای تازه آنرا روی زگیل بمالید .
17)برای پاك كردن مثانه ، رفع عفونت مثانه و دفع سنگ از مثانه برگ گزنه را همراه با ریشه شیرین بیان دم كنید و بشویید
18)برای التیام زخم ها و زخم های سرطانی از ضماد تخم گزنه مخلوط با عسل استفاده كنید
19)برای برطرف كردن كهیر از جوشانده گزنه بمقدار سه فنجان در روز بنوشید
20)درد نقرس را كاهش می دهد
21)برای برطرف كردن ناراحتی های زنانه قبل از عادت ماهیانه از چای گزنه استفاده كنید
22)ناراحتی های كلیه را برطرف می كند
23)ضماد آن درد عضلانی را برطرف می كند
24)كرم معده و روده را می كشد
25)درمان كننده بواسیر است
26)برای برطرف كردن درد رماتیسم ، برگهای تازه آنرا روی پوست بمالید .
طرز استفاده:
1- دم كردن گزنه : مقدار 40 گرم برگ گزنه را در یك لیتر آبجوش ریخته و بمدت 10 دقیقه دم كنید . مقدار مصرف آن سه فنجان در روز بعد از غذاست .
2- جوشانده گزنه : مقدر 30 گرم گزنه را در یك لیتر آب ریخته و بمدت 10 دقیقه آنرا بجوشانید . این جوشانده برای تصفیه خون مفید است . مقدار مصرف آن یك فنجان بین غذاها در روز است .
3-تنطور گزنه :یك قسمت برگ گزنه را با پنج قسمت الكل 50 درجه طبی مخلوط كرده و در داخل شیشه در بسته بریزید و بمدت 15 روز هر روز آنرا تكان دهید بعد از اینمدت آنرا صاف كرده و در شیشه دربسته نگاهدری كنید . مقدر مصرف آن 15-10 قطره سه بار در روز می باشد .
مضرات :
گزنه اگر بیش از حد استفاده شود ممكن است برای روده ها و كلیه ها مضر باشد بنابراین بهتر است با صمغ عربی و كتیرا خورده شود
مقدر مصرف بیش از 10 گرم در روز ممكن است باعث بند آمدن ادرار شود . زنان باردار و كودكان باید از مصرف آن خورددی كنند .



طناب کوهنوردی Rope

طناب یکی از مهمترین وسایل کوهنوردی است و در واقع محافظت از جان سنگنوردان و کوهپیمایان را بر عهده دارد . طناب ها باید مورد تایید اتحادیه جهانی انجمن های کوهنوردی ( UIAA ) قرار گیرند . البته توصیه می شود از طناب هایی استفاده شود که دارای استاندارد اتحادیه اروپا ( CE ) نیز باشند .




طناب ها از نظر نوع ساخت به دو دسته قابل کشش ( Dynamic ) و غیر قابل کشش ( Static ) تقسیم میشوند .

طناب های قابل کشش (دینامیک) هنگام وارد شدن بار بر روی آنها از خود خاصیت کشسانی بروز می دهند .

طناب های غیر قابل کشش (استاتیک) هنگام وارد شدن بار بر روی آنها از خود خاصیت کشسانی بروز نمی دهند .
ساختمان طناب :


طناب ها از ۲ بخش تشکیل شده اند : الف ) هسته ب ) روکش یا غلاف
هسته : بخش اصلی طناب است و به دلیل ساختار خود مسئول کشش پذیری (Dynamism) طناب است .
روکش یا غلاف : به دور هسته بافته شده و آن را از خراش و دیگر عوامل خارجی محفوظ نگاه میدارد .
انواع طناب از نظر نوع کاربری :

تک طناب (Single Rope) : این رده از طناب ها به صورت تک رشته بوده و توانایی مهار سقوط را دارا هستند . از این نوع طناب ها در صعود های سر طناب استفاده می شود .

نیم طناب یا طناب دوبله (Half Rope or Double Rope) : از این طناب به صورت دو رشته برای صعودهای دوطنابه استفاده میشود . هر رشته را میتوان داخل یک کارابین انداخت .

طناب دوقلو (Twin Rope) : درصورت استفاده از این طناب در صعود حتما باید هر دو رشته را داخل یک کارابین انداخت .

قطر طناب به میلیمتر / كاربرد / تحمل شوك به کیلوگرم / تحمل وزن به کیلوگرم
3 / بندكفش ، بند حمايت چكش و ساير ابزار / صفر / 250
5 / طنابچه پروسيك ، ركاب / صفر / 620
7 / طناب انفرادی ، فرود دولای اظطراری ، بلوك / صفر / 1335
8 / طناب انفرادی ، فرود دولای اظطراری ، بلوك / 490 / 1700
9 / طناب انفرادی ، دولا صعود و فرود ، بلوك ، صندلی / 570 / 1990
11 / يك لا صعود و فرود / 1050 / 2800
12 و 13 / تيرول
تاریخ و محل تولد : شهریور 1348 ، نقده - آذربایجان غربی
وضعیت تاهل : مجرد
آغاز کوهنوردی : 1367
آخرین مدرک تحصیلی : کارشناسی تربیت بدنی ، دانشگاه ارومیه - 1379
تاریخ و محل وفات : 16 شهریور 1382 ، بیمارستان شفای پاکستان
علت مرگ : جراحات ناشی از حادثه سقوط از ارتفاع 7900 متری بر اثر ریزش بهمن در هنگام صعود قله گاشربروم 1
1376 - صعود قله راکاپوشی (7788 متر) ، پاکستان
1377 - صعود قله اورست (8849 متر) بلندترین قله دنیا ، هیمالیای نپال
1379 - صعود قله چوایو (8201 متر) ششمین قله بلند دنیا ، هیمالیای تبت - بدون استفاده از کپسول اکسیژن
1379 - صعود قله شیشاپانگما (8036 متر) سیزدهمین قله بلند دنیا ، هیمالیای تبت - بدون استفاده از کپسول اکسیژن
1380 - صعود قله ماکالو (8463 متر) پنجمین قله بلند دنیا ، هیمالیای نپال - بدون استفاده از کپسول اکسیژن
1380 - صعود قله آرارات (5165 متر) ، ترکیه
1381 - صعود قله لوتسه (8511 متر) چهارمین قله بلند دنیا ، هیمالیای نپال - بدون استفاده از کپسول اکسیژن
1382 - صعود تا ارتفاع 7900 متری قله گاشربروم 1 (8064 متر)یازدهمین قله بلند دنیا ، هیمالیای پاکستان - محمد اوراز و مقبل هنرپژوه در ارتفاع 7900 متری بر اثر ریزش بهمن تا ارتفاع 7300 متری سقوط کردند. در این حادثه مقبل هنرپژوه سالم ماند ولی اوراز بعد از انتقال به بیمارستان و پس از گذشت 20 روز درگذشت.
1377 - نخستین فرد مسلمان صعودکننده به قله اورست (در این صعود سه ایرانی مسلمان دیگر نیز همراه با اوراز موفق به صعود اورست شدند).
1378 - اخذ مدرک مربیگری درجه یک از فدراسیون کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران
1378 - شرکت در دوره بین المللی صعود مسیر های دشوار ، فرانسه
1378 - شرکت در دوره بین المللی رهبری گروه ، فرانسه
1380 - مرد سال کوهنوردی ایران
1381 - مرد سال کوهنوردی ایران
روحش شاد و یادش بخیر ... ![]()

نام کوه :اورست، ساگاراماتا، چومولونگما
ارتفاع : 8850متر، 29،029 فیت
محل قرارگیری : نپال، تبت
موقعیت : 27،59 عرض شمالی
86،56 طول شرقی
ماههای صعود : آوریل و می، سپتامبر و اکتبر
اولین صعود : 1953
اولین صعود کننده : ادموند هیلاری، تنسینگ نورگی
نزدیکترین فرودگاه محلی : پانگبوچه
نزدیکترین فرودگاه بین المللی : کاتماندو
اورست-بلندترین کوه دنیا بر طبق آخرین اندازه گیریهای ماهواره ایکه در 5 می 1999 صورت گرفت و به تایید انجمن نشنال جغرافی نیز رسید 8850 متر ارتفاع دارد. کوه اورست در منطقه هیمالیای"خمبو روالینگ"قراردارد. این کوه برروی خط الراسی مرتفع قرار گرفته که در طول مرز نپال و تبت از غرببه شرق و از چوآیو تا ماکالو امتداد می یابد. در نپال به آنساگاراماتابه معنای سر آسمان و در تبت چومولونگمابه معنای مادر خدای زمین می گویند.
در مساحی های سال 1854 یک هیئت انگلیسی نام آنراقله 15 نهاد و دو سال بعد آنها توانستند ارتفاع قله 15 را 8839متر اندازه گیری کنند آنرا رفیعترین قله عالم شناختند، اما این اندازه گیری چندان پایدار نبود و پس از آن هندیها ارتفاع قله را 8848 ثبت نمودند.در نهایت در سال1865 انجمن جغرافیایی سلطنتی در لندن، قله شماره 15 را بعد از مساحی های جورج اورست نامگذاری مجدد نمود و به افتخار این کشف قله شماره 15 را اورست نامیدند. هفت تلاش نخست این کوه تا سال 1921 بیشتر جنبه شناسایی داشت تا صعود. تمامی این تلاشها از سمت تبت صورت گرفت. جایی که مسیر صعود قله ازطریق یال شمالی و گردنه شمالی قابل دسترس به نظر می رسید. در سال 1924جورج مالوری کسیکه پیکان حمله سه هیئت نخست اینکوه بود، در تلاش برای فتح قله جان خود را به همراه همنوردش اندرو اروین از دست داد. آنها بی شک گامهایی تا قله فاصله نداشتند.
اورست جبهه شمالی
تا سال 1938 یعنی زمان شروع جنگ جهانی دوم تلاشهای ناموفق دیگری نیز صورت گرفت و پس از آن به خاطر جنگ همه چیز متوقف شد . اما با پایان جنگ و اشغال تبت توسط چینیها مرزهای تبت بر روی خارجیها و بخصوص کوهنوردان بسته شد.اما کشور نپال که سابق براین غیر قابل دسترس بود خلاف این عمل کرد و مرزهای خود را از سال 1950 بر روی خارجیها گشود. بدین شکل محاصره اورست تنگتر و تنگتر شد. مسیر صعود تیمهای سال 51 تا53 از طریق یخچال خمبو، آبشار یخی و کم غربی بود که تیمهایی از انگلستان و سوئیس به آن دست یافتند. سپس جبهه غربی لوتسه و گرده ژنویها و در نهایت گردنه جنوبی شناسایی و صعود شد. در ماه می 1952کریستین لامبرت سوئیسی و شرپاتنسینگ نورگی هندی - نپالی تا 8600متر بالا رفتند اما از صعود قله بازماندند. اما یکسال بعد تیمی از انگلستان به سرپرستی جان هانت افسر ارتش انگلستان باگام نهادن در جای پای سوئیسی ها در نهایت با دسترسی به یال جنوب شرقی توانست ادموند هیلاری و شرپاتنسینگ نورگی را در ساعت 30/11 روز 29 می راهی قله نماید . پس از صعود سال 53 تلاشهای موفق و ناموفق زیادی ازمسیرهای مختلف صورت گرفت و تا امروز که بیش از 50 سال از نخستین صعود کوه می گذرد حدود 2500 کوهنورد از 16 مسیر اورست را صعود کرده اند. آنها از 13 تا 70 سال سن داشتند. در این را همچنین بیش از 160 نفر جانشان را از دست داده اند. اورست بارها بدون اکسیژن صعود شد. چندین نفر به کمک اسکی و چتر از آن فرود آمدند و کوه بارها تراورس گردید . صعودهای زیادی در مدت تنها یک روز بر روی آن صورت گرفت و افرادبسیاری بر روی آن دچار سرمازدگی شدند. هر کوهنورد برای اخذ اجازه صعود موظف به پرداخت 6000دلار درجبهه شمالی و 10000 دلار در جنوبی میباشد. در این راه گروههای تجاری بسیاری نیز دست به کار شده و با اخذ مبالغی از 20000 تا 75000 دلار کوهنوردان و افراد عادی را عازم بام دنیا می کنند.
فیلمهای بسیاری از تلاشهای موفق و نافرجام اورست ساخته شده و کتب فراوانی به نگارش در آمده تا اورست همچنان به عنوان یکی از جذابترین نقاط دنیا مورد توجه باشد.
مسیرهای اورست
بیست و نه می 1953-اولین صعود اورست: تنزینگنورگی (نپال) و ادموند هیلاری(زلاند نو) هر دو عضو یک هیئت انگلیسی. از مسیر یال جنوب شرقی- با عبور از آبشار یخی، کم غربی و لوتسه فیس- به قله رسیدند.
بیست و پنج می 1960-تیمی از کوهنوردان چین و تبت از مسیر شمالی به قله اورست رسیدند.
بیست و دو می 1963-اولین صعود یال غربی اورست توسط تیم امریکا- در واقع دسترسی به یال غربی از طریق جبهه شمالی صورت گرفت- صعود کنندگان ویلی انسولد وتام هورنباین بودند. آنها پس از رسیدن به قله از مسیر جنوب شرقی بازگشته و نخستین تراورس اورست را هم صورت دادند.
بیست و چهارسپتامبر 1975-دوگال هستون و داگ اسکات از صعود دیواره جنوب غربی را صورت دادند، سرپرستی این تیم را کریس بانینگتون بر عهده داشت.
سیزده می 1979-آندری استریمفیل و یرنیزاپلوتنیک قله را از مسیر اصلی غربی صعود نموده و از مسیر هورنباین بازگشتند.
ده می 1980-تسونه شیجیهیر و تاکاشی اوزاکی از ژاپن نخستین صعود مستقیم جبهه شمالی را انجام دادند. این مسیر به دهلیز ژاپنیها معروف شد.
نوزده می 1980-یرزی کاکوسکا و اندری ژوک ازطریق برج جنوبی- درست سمت راست دیواره جنوب غربی- به قله دست یافتند.
بیست آگوست 1980-راینولد مسنر از ایتالیا از گردنه شمالی تراورسی را به سمت دهلیز شمالی صورت داد. او تنها در مدت 3 روز از کمپ اصلی خود درارتفاع 6500 متر بدون استفاده از اکسیژن مصنوعی قله را صعودنمود.
چهار می 1982-11 کوهنورد روس از طریق دیواره جنوب غربی – سمت چپ مسیر بانینگتون- صعودنمودند.
هشت اکتبر 1983- لو ریچارد، کیم مومب وکارلوس بوهلر قله را از طریق جبهه شرقی، معروف به کانشونگ صعود نمودند.
سوم اکتبر 1984-کوهنوردان استرالیایی تیم مکارتنی، اسنپ و گرگ مورتیمر قله را ازطریق دهلیز شمالی صعودنمودند.
بیست می 1986-شارون وود به عنوان نخستین زن از آمریکای شمالی توانست از مسیر جدید شانه غربی که از یخچال کانشونگ آغاز می شد خود را به دهلیز هورنباین رسانده و قله را صعودکند.
دوازده می 1988-کوهنورد انگلیسی، استفانونبلز از سمت چپ مسیر 1983 کانشونگ به قله برسد. این مسیر در شرق گردنه جنوب شرقی قرار دارد. ونبلز تنها عضو انگلیسی یک گروه کوهنورد آمریکایی بود.
یازده می 1995-اولین صعود مسیر شمال شرقی، این مسیر تماما توسط کیوشی فورونو و شجیکی ایموتو از ژاپن و شرپاها داوا شرینگ، پاسانگ شرپا و نیما شرپا گشایش یافت.
بیست می 1996-اولین صعود دهلیز شمال شرقی. توسط پیتر کوزنتسوف، والری کونوف و گریگوری سیمیکولنکوف.
ده می 2004-مسیر مستقیم دیواره شمالی.آندریا ماری یو، پاورشا بالین و ایلیاس توحواتولین از تیم روسیه.
نکته:
- هومن آپرین کوهنورد ایرانی مقیم آمریکا بعنوان نخستین ایرانی موفق به صعود اورست گردید. وی راهنمای تیمی از کوهنوردان آمریکایی بر روی اورست بود.
-تیم ملی کوهنوردی ایران در سال 1377 موفق شد نخستین صعود مستقل ایرانیان را بر روی اورست صورت دهد.
-سعید طوسی کوهنورد ایرانی مقیم آمریکا موفق شد در بهار 2002 بر افراز قله اورست.
- تیم ملی کوهنوردی ایران متشکل از تیمهای مردان و زنان موفق شد در 30 می 2005 بر فراز اورست بایستد. 9 نفر ازاعضای این تیم به همراه 5 شرپا قله را فتح نمودند.
ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه ۲۹ مه سال ۱۹۵۳، ادموند هيلارى از نيوزيلند و تنزيك نورگارى يك شرپا از نپال نخستين كسانى بودند كه توانستند به قله اورست، بلند ترين نقطه در كره زمين صعود كنند. اين دو نفر كه در مرحله قبل در ارتفاع هشت هزار مترى شب را به صبح رسانده بودند، از طرف گروه كوهنوردى انگليس توانستند به اين افتخار برسند. اين خبر به سرعت منتشر شد و در دوم ژوئن مردم انگليس اين افتخار را جشن گرفتند.قله اورست در رشته كوه هاى هيماليا، و در مرز ميان نپال و تبت جاى گرفته است. تبتى ها آن را «چومو لونگما» يا «الهه طبيعت» مى نامند و انگليسى ها اين نام را پس از سرجورج اورست از بازماندگان سفر حادثه اى در قرن ۱۹ به اين قله دادند. در ارتفاع پايانى و حدود يك سوم آخر، هوا بسيار رقيق است و در كنار سردى زياد هوا، تنفس كارى دشوار است.قبل از آن يك گروه انگليسى ديگر در سال ۱۹۲۱ قصد صعود به اورست را داشتند اما در فاصله ۶۰۰ مترى قله و به دليل وضع بد هوا نتوانستند جلوتر بروند.گروه انگليسى ديگرى در سال ۱۹۲۲ و ۱۹۲۴ اقدام به صعود كردند كه نتيجه نداشت. در سال ۱۹۵۲ يك گروه كوهنوردى سوئيسى تا ۲۰۰ مترى قله بالا رفتند اما باز نتوانستند صعود را به اتمام برسانند.
گروه انگليسى سرهنگ جان هانت انگليسى تجهيز يك گروه حرفه اى را به عهده گرفت و بهترين شرپا يعنى نورگارى را به گروه دعوت كرد و ادموند هيلارى نيوزيلندى الاصل براى اين سفر داوطلب شد.هر چند اين صعود مرحله به مرحله و با وسواس زياد انجام شد ولى بازتاب خبرى آن بسيار گسترده بود. پس از اين صعود سفرهاى ديگرى به اورست انجام شد. در سال ۱۹۶۰، يك گروه چينى از طرف تبت توانست قله را صعود كند. در ۱۹۶۳ جيمز ويتاكر نخستين آمريكايى بود كه توانست به قله اورست برسد. در سال ۱۹۷۵، تابى يونكو از ژاپن نخستين كوهنورد زن بود كه قله اورست را فتح كرد. در قرن ۲۰ بسيارى از كوهنوردان به اورست رسيدند. غم انگيز ترين حادثه در اورست در سال ۱۹۹۶ رخ داد و هشت كوهنورد با مليت هاى مختلف در بهمن گرفتار شده و جان سپردند.

ارتفاع ۴۸۱۱ متر .
سبلان آتشفشانی خاموش است که شکل تقریبا مخروطی دارد و اکثرا از برف و یخ پوشیده شده است و چشمه های آب گرم و سرد معدنی فراوانی دارد و در حقیقت بلندترین کوه استان های آذربایجان غربی و شرقی محسوب می گردد . كوهستان عظیم وآتش فشان سبلان كه به زبان آذری ساوالان خوانده می شود از كوه های متعدد بلندی چون صائین ، نرمیق ، قوشه داغ ، و… تشكیل شده است. دامنه های این كوهستان در بخش مركزی از چهارسو به شهرستان های مشکین شهر و اهر در شمال ، تبریز در مغرب ، سراب درجنوب و اردبیل در شرق مشرف می باشد. سبلان به شكل مخروط زیبائی است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت دریاچه ای در آمده است. اطراف این دریاچه در تمام سال پوشیده از برف و یخ است. قله اصلی یا آتش فشان آن به نام "سلطان ساوالان" بلندترین نقطه آذربایجان و پس از دماوند بلندترین قله ایران است. کوهستان ساوالان از كانون های مهم آبگیر دائمی رودهای آذربایجان می باشد. دامنه های شمالی آن به دره رود قره سو و اهرچایی و دامنه های جنوبی آن به شاخه ها ی آجی چای منتهی می گردد. بنابراین سبلان بخش عمده ای از آب های حوضه رود ارس و دریاچه ارومیه را تامین می كند در دامنه های سبلان چشمه های فراوان آب گرم وآب سرد معدنی وجود دارد از جمله موئیل سویی ، شابیل ، قوتورسویی و ...كه در فصول مختلف مورد استفاده اهالی مشكین شهر وگردشگران قرار می گیرد. در بالای قله سبلان حفره ای وجود دارد كه دهانه آتش فشان سبلان بوده است و امروزه به صورت دریاچه ای در فصل گرم ظاهر می شود .
سبلان با رودها ، یخچالهای دائمی و طبیعت بکر ، نمونه ای است از هنر بی همتای خلاق آن .این کوه بنا به راوایات محل عبادت زرتشت ، پیامبر ایران باستان ، و جولانگاه بابک خرمدین بوده است .

دماوند :
آتشفشانی خاموش و بلندترین نقطه ایران واقع در رشته کوه البرز در نزدیکی جنوب دریای خزر و در ۷۰ کیلومتری تهران و در استان مازندران قرار دارد. این قلهٔ آتشفشانی که اکنون غیر فعال است در یک روز غیر غبارآلود از شهر تهران نیز به وضوح دیده میشود. این کوه در جاده هراز (آمل - تهران) قرار دارد. نزدیکترین شهر به این کوه رینه میباشد. دماوند دارای چشمههای آب گرم لاریجان، اسک و وانه است.
معنای نام آن را گاه (کوه) دارای دما و گرما دانستهاند. در متون قدیمیتر نام آن را به صورت دنباوند هم آوردهاند.
ارتفاع : عدد ۵,۶۰۴ به نظر دقیقترین اندازهای است که بدست آمده و مورد تائید اطلس بریتانیکا SRTM است. ارتفاع ۵,۶۷۱ متر که معمولاً استفاده میشود از نظر دقت مورد تائید نیست.
تاریخ و اسطوره شناسی : دماوند در ادبیات و فولکلور ایران از جایگاه ویژهای برخوردار است. در نوشتهها و اسطورههای زرتشتی , اژی دهاک سه سر به این کوه تا آخر دنیا زنجیر شده است. در شاهنامه و بویژه در اسطورهٔ آرش کمانگیر نیز دماوند جایگاه ویژهای دارد. همچنین ضحاک نیز پس از شکست از فریدون در غاری در این کوه به دست او به زنجیر کشیده میشود و جایگاه اسطورههای رستم و سیمرغ نیز در همین کوه است. دماوند سالها پیش توسط بسیاری از ایرانیان از جمله چوپانان فتح شده است.
نماد : دماوند برای ایرانیان نمادی از استقامت و همچنین مقابله با دشمن است. در شاهنامه به آن «دیو سپید پای دربند» لقب داده شده. شعر دماوند اثر محمد تقی بهار تنها یکی از چندین شعری است که در مورد دماوند سروده شده است.
